الدعم من قبل:

محجر در

Images

«تن‌های محجر»؛ فریم‌هایی از دوران تبعید

حجت‌الاسلام قدمعلی اسحاقیان یکی از روحانیونی است که در دوران جنگ ۸ساله، به بند اسارت بعثی‌ها در آمد.کتاب «تن‌های محجر» خاطرات این آزاده ایرانی است که به قلم امیرمحمد عباس‌نژاد نوشته شده است.

حصار به انگلیسی

لغت اربیشده ی حصار ( هس= پرچین آر ) که در اسل باید آنرا هسار نوشت به مانای پرچین بستن از ریشه هس به مانای چاردیواری چینه کشیدن ساخته شده همانتور که آنرا در زبان باسک به شکل hesi در مانای enclosure به کار میبرند.

محجر

محجر. [ م ُ ح َج ْ ج ِ / ج َج ْ ج َ ] ( اِخ ) آبی است و گویند موضعی است. ( منتهی الارب ). جایی است در اقیال حجاز و گویند در دیار طی. ( از معجم البلدان ).

lattice

معانی دیگر: با شبکه یا محجر پوشاندن، آژگن دار کردن، داربست دار کردن، شباک، تارم، چوب بست، محجر، غلبکن، بی چاز، هر چیز شبکه مانند یا شباک مانند، در یا دروازه یا پنجره ی شبکه مانند، (فیزیک) شبکه ی کریستال، حجره، بلور شباک ...

نرده به انگلیسی

دفاع، نرده، حصار، محجر، ششمشیر بازی ... آبادیس از سال 1385 فعالیت خود را در زمینه فن آوری اطلاعات آغاز کرد. نخستین پروژه آبادیس، سایت دیکشنری آبادیس بود. دیکشنری آنلاین آبادیس از ابتدا تاکنون ...

fence

در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ... معنی: پرچین، شمشیر بازی، چپر، خریدار مال دزدی، محجر، طارمی، حصار، دیوار، خاکریز، پناه دادن، نرده کشیدن، حفظ کردن، شمشیر بازی کردن، نرده دار ...

شمشیربازی به انگلیسی

در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ... ، حصار، دیوار، خاکریز، پرچین، شمشیر بازی، چپر، خریدار مال دزدی، محجر.

محجر

(مُ هَ جَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - سخت گردیده مانند سنگ . ۲ - سنگ چین شده ، با سنگ برآورده . ۳ - خرمن ماه ، هاله . در فارسی : محجور، ممنوع .

معنی محجر | لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ محجر در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

کتاب تن‌های محجر

کتاب تن‌های محجر برگرفته از اسم یکی از زندان‌های معروف در عراق است. این کتاب از مجموعه خاطرات روحانیون دفاع مقدس است که به همت مؤسسه شهید شیرازی تدوین می‌شود.

تارمی

تارمی. [ رَ / رُ ] ( اِ ) محجر و دیوارمانندی از چوب یا آهن که جلو باغ یا ایوان و غیره سازند که اکنون در تکلم تارمی گفته میشود. ( فرهنگ نظام : تارم ). رجوع به تارم شود.

معنی محجر | لغت‌نامه دهخدا | واژه‌یاب

محجر. [ م َ ج َ ] (ع اِ) حرام . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). هر چیز حرام و ممنوع . (ناظم الاطباء). || مُحَجَّر. نرده . دارافزین . حائلی که جلو ایوان قرار دهند. رجوع به مُحَجَّر شود.

peel

در زبان باستانی لری واژه کهن وآریایی پلpel به معنی پوست است. این واژه کهن وارد زبانهای اروپایی ( انگلیسی، . . . ) شده وبه صورت پیلpeel به معنی پوست در زبان انگلیسی به کار میرود.

نرده

نرده یک محافظ سقوط یا یک عنصر و راهنمای افراد است. می توانید نرده ها را در مکان های زیر پیدا کنید • ساختمان ها ( روی بالکن ها، روف گاردن، پله ها، روی پنجره هایی با جان پناه های کم ( کمتر از ۸۰ سانتی متر ) یا در مقابل نماهای ...

عمل محجر درج ألمنيوم

‎عمل محجر درج ألمنيوم‎. 3,175 likes · 30 talking about this. ‎عمل المحجرات التركية‎ عمل محجر درج ألمنيوم

پژوهش تحلیلی محجر یا صندوق قبرهای چوبی دوره صفویه در استان مرکزی

این آثار در برخی مراکز استقراری استان مانند کاسوا ساخته شده و عمدتا شعایر مذهبی تشیع جعفری روی آنها نوشته شده است.ا انجام این پژوهش 20 صندوق یا محجر چوبی متعلق به دوره صفوی شناسایی شد که عمدتا ...

کابل ای کابل

"کابل ای کابل" به خوانش عاصی بزرگوار ----- بر فراز بام این محجر آفتابی نیست از بلندی‌ها و آن بالانشینان بازتابی...

محجر العين

استيقظنا في الشهر الماضي على واقع مختلف، جديد وصادم، اضطررنا فيه للتفكير مجدّدًا في حياتنا. بالإضافة إلى الأفكار الوجوديّة، فإنّ الحياة اليوميّة أيضًا تطلّبت منا إعادة التفكير، وفي بعض الأحيان، التقت سيرورتا ...

معنی محجر | واژه‌یاب

جست‌وجوی «محجر» در لغت‌نامه‌های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.

كلمات اغنية جزار دي جي علو و حليم

كلمات اغنية جزار دي جي علو وحليم Hleem Taj Alser X DJ ALOO - بحب عيونا بشاغلا بترضى زي ما بزعلا تطير تجنح بنزلا بي مزاجا واسرا ياه ياه ياه ياه زي القز

بررسی فقهی بیع اراضی موات محجر در فقه امامیه و اهل سنت

کتاب بررسی فقهی بیع اراضی موات محجر در فقه امامیه و اهل سنتاثر ناصر عزیزی بوده و چاپ 1 آن در سال 1402 توسط انتشارات تفکر آینده ساز منتشر شده است.

محجر ساختن

معنی محجر ساختن - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ... آبادیس از سال 1385 فعالیت خود را در زمینه فن آوری ...

پیتر پل روبنس

یتر پل روبنس در سیگن در وستفالیا ، در امپراتوری مقدس روم ، در 300 کیلومتری آنتورپ به دنیا آمد. او ششمین فرزند یان روبنس ( 1530 - 1587 )، یک وکیل پروتستان موفق بود که در سال 1562 به عنوان رئیس شهر آنتورپ منصوب شد ، و ماریا پیپلینکس ...

palisade

معانی دیگر: (در دیواره های دفاعی - هر یک از تیرهایی که پهلوی هم در زمین فرو کرده اند تا دیواره ای تشکیل بدهند) تیرک، تیرچه، دیرک، نرده ی پدافندی، حصار دفاعی، جان پناه چوبی، سنگر چوبی، دیواره ی چوبی، چوبدیوار

معنی محجر | لغت نامه دهخدا

محجر. [ م ُ ح َج ْ ج ِ / ج َج ْ ج َ ] (اِخ ) آبی است و گویند موضعی است . (منتهی الارب ). جایی است در اقیال حجاز و گویند در دیار طی . (از معجم البلدان ).

قبةالصخره

در حقیقت این محجر به‌منظور محفوظ داشتن صخرهٔ مقدس احداث گردیده است و فقط در قسمتی که شکل در ساخته شده می‌توان وارد محوطهٔ صخره مقدس شده و به آن دست مالید. ... در اثر زلزلهٔ سال ۱۰۶۷، تَرکی بر ...

معنی محجر | لغت نامه دهخدا

محجر. [ م ُ ح َج ْ ج َ ] (ع ص ) ماه هاله دار و خرمن کرده . (ناظم الاطباء) (ازمنتهی الارب ). ماه که شایورد دارد. || شتری که گرداگرد چشم وی را با آهن مدور داغ کرده باشند.(ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).

پژوهش تحلیلی مِحجَر یا صندوق‌ قبرهای چوبی دورۀ صفویه در استان مرکزی

این آثار در برخی مراکز استقراری استان مانند کاسوا ساخته شده و عمدتاً شعائر مذهبی تشیع جعفری روی آنها نوشته شده است.ا انجام این پژوهش 20 صندوق یا محجر چوبی متعلق به دوره صفوی شناسایی شد که ...

خرید و قیمت انگشتر مردانه و زنانه با کیفیت، ۱۳ آذر | ترب

خرید انگشتر با کیفیت از بهترین برندهای ایرانی و ایتالیایی. انواع انگشتر مردانه و زنانه با سنگ‌های شرف الشمس، فیروزه، عقیق، یاقوت، حدید، زمرد و... با بهترین قیمت - صفحه 1

جبل محجر

ايه بيوصل هنا; تعديلات ليها علاقه; ارفع فايل (upload file) صفح مخصوصه; لينك دايم; معلومات عن الصفحه